الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

29

منطق مقارن (فارسى)

بارى از آنچه تابحال گفتيم ، فايده منطق و جهت نياز به آن روشن شد و از اينروى فقيهان محقق ما تحصيل آن را به عنوان مقدمه ورود در فقه ، لازم مىدانسته‌اند ، چنان كه شهيد ثانى در " روضه " و صاحب مدارك در ص 1 كتابش و صاحب معالم در ص 24 معالم و علامه در ص 259 تذكره و ديگران بدان تصريح كرده‌اند . غزالى نيز كه قائل به حرمت فلسفه است ، به لزوم آموختن منطق معتقد است و به همين جهت مخالفين بر او خرده گرفته‌اند . وى در مقدمه كتاب " المستصفى " گويد : منطق مقدمه تمامى علوم است و هركس بدان احاطه نداشته باشد ، به دانسته‌هاى خود مطمئن نخواهد بود . و افلاطون در كتاب " جمهوريت ص 203 " گفته است : منطق تاج سر همه دانشهاست . و مىگويد : منطق به تنهايى راه شناخت است . و ارسطو بر سر در مدرسه‌اش نوشته بود : هركس منطق نمىداند ، وارد نشود . « 1 »

--> و ليكن با توجه به آنچه گفتيم ، بىاعتبارى اين دفاع روشن مىشود . در منطق ارسطوئى قديم فقط كليات مورد نظر نيست . " كانت " روشى ميانه انتخاب كرده و از خود بحث جزئيات را نيز به منطق ارسطو افزوده ، ولى شما ملاحظه كرديد كه منطق كلاسيك قديم خود به كلى و جزئى هر دو نظر دارد . از آنچه گفتيم روشن مىشود كه . اين گفته نويسنده " مقدمه‌اى بر فلسفه " چندان دقيق نيست كه مىگويد : در دوره جديد ، افتخار نصيب " ژان استوارت ميل " انگليسى است كه او مجدد منطق است . ( 1 ) - ص 41 فلسفه‌هاى بزرگ تاليف " پيردوكاسر "